سبکباران ساحل ها

تب و تابی ست در موسیقی آب

کجا پنهان شده ست این روح بی تاب

فرازش، شوق هستی، شور پرواز،

فرودش : غم؛ سکوتش : مرگ ومرداب

***

سپردم سینه را بر سینه کوه

غریق بهت جنگل های انبوه

غروب بیشه زارانم در افکند

به جنگل های بی پایان اندوه

***

لب دریا، گل خورشید پرپر

به هر موجی، پری خونین شناور

به کام خویش پیچاندند و بردند،

مرا گرداب های سرد باور

***

بخوان، ای مرغ مست بیشه دور،

که ریزد از صدایت شادی و نور،

قفس تنگ است و دل تنگ است، ورنه

هزاران نغمه دارم چون تو پر شور

***

لب دریا، غریو موج و کولاک،

فرو پیچده شب در باد نمناک،

نگاه ماه، در آن ابر تاریک؛

نگاه ماهی افتاده بر خاک

***

پریشان است امشب خاطر آب،

چه راهی می زند آن روح بی تاب

« سبکباران ساحل ها » چه دانند،

«شب تاریک و بیم موج و گرداب »

***

لب دریا، شب از هنگامه لبریز،

...خروش موج ها: پرهیز ... پرهیز

در آن توفان که صد فریاد گم شد؛

!چه بر می آید از وای شباویز ؟

***

چراغی دور، در ساحل شکفته

!من و دریا، دو همراز نخفته

همه شب، گفت دریا قصه با ماه

! دریغا حرف من، حرف نگفته

/ 5 نظر / 9 بازدید
احسان

"آرامش "و "صبر" رد پای خدا در زندگی ست آرزو می کنم زندگیت پر از رد پای خدا باشد . [گل][گل][گل]

لیندا

اومدم شب قدر بهت تسلیت بگم التماس دعا نخند جدی باش کچل[عصبانی]

لیندا

5تا نقطه گذاشتی خیلی چیزا میشه گفت پس منو تو زحمت ننداز خودت میگی یا باز میخوای منو[عصبانی]کنی

لیندا

من میگم میخوام سردفتر بشم تو میگی دعا کردی وکیل بشم اونم واسه اینکه ارزو داری موکلم بشیو دمپایی و کتلت و... اخه من چی بگم به تو[عصبانی]

لیندا

آمین اما بعید میدونم[خنده]