روز من

خیالت تخت
یک روز
دقیقا نمی دانم کدام روز
اما شاید روزی حوالی تمام شدن دنیا...
آنجا که مطمئن شوم بعد از من
کسی تو را نخواهد داشت
از دلتنگی که هیچوقت عادت نبود
از دوست داشتنی که بند نیامد
از احساسی که حبس شد پشت نگاهم
و چشمهایت که هیچوقت گذرشان به من نخورد
از پشتم که خمیده شد زیر بار این همه تنهایی
از دستانم که لرزیدند پشت نوشتن حرف هایم
از اشک هایم که چه گرم بودند وقت سرد بودنت
از نگرانیم پشت جواب ندادن هایت
نبودن هایت و بدتر از آن
از آن آدم ضعیفی که ساخت از من غرورت
یک روز
قبل از دیر شدن
قبل از انتها
قبل از از دست رفتنم
حرف ها دارم برایت
آن روز
روز من است ...

/ 5 نظر / 17 بازدید
امیر

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین.

امیر

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین.

امیر

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین.

اسما

دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

النا

چون میروی بی من مرو/ای جان جان بی تن مرو[گل]